حاج ملا هادي السبزواري
144
شرح مثنوى
موزه : چكمه . راى : تدبر و اينجا التفات مراد است . ( ( 3250 ) ) گفت دور از تو كه غفلت از تو رست * ديدنم آن غيب را هم عكس تست ن 544 6 - ك 189 29 ديدنم آن غيب را : يعنى همه عكس نفس و اعمال نفس است . ( ( 3261 ) ) ما التَّصوّف قال وجدان الفرح * فى الفؤاد عند اتيان التّرح ن 544 18 - ك 189 36 ما التَّصوّف : يعنى چيست حقيقت تصوف ؟ گفت يافتن فرح و خشنودى در دل در نزد آمدن اندوه و حزن و بالجمله تصوّف رضا و تسليم است و تاء تصوّف اينجا از براى مبالغه است چون تاء تألَّه و تطبّب چه بعض اوقات به معنى به خود بستن صوفيّت است « لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَلا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ » 57 : 23 ( 1 ) يعنى محزون مشويد بر آن چه از شما فوت شود و خوشنود مشويد به آن چه بيايد شما را از جزئيات كه چون حباب همه بىبنا و بقااند مثل آن كه اگر بيايد گرگ و هلاك كند گوسفند شما را غم مخوريد . ( ( 3280 ) ) نيست قدرت هر كسى را سازوار * عجز بهتر مايهء پرهيزكار ن 545 17 - ك 190 7 نيست قدرت : يعنى كرامات . ( ( 3281 ) ) فقر ازين رو فخر آمد جاودان * كه بتقوى ماند دست نارسان ن 545 18 - ك 190 7 جاودان : اوّل به معنى هميشه و دوم به معنى عالم آخرت يعنى به تقوايى كه در بىقدرت باشد آخرت در دستش بماند و در كلام تجنيس القافيه باشد و در بعض نسخ است دست نارسان يعنى بتقوى واماند از غرور و معاصى دست بىقدرتان و اين نيز نعمت موهبى عظماست خاصه با ضعف نفس . ( ( 3288 ) ) گردش او را نه اجر و نه عقاب * كه اختيار آمد هنر وقت حساب ن 546 5 - ك 190 12 نه اجر و نه عقاب : يعنى اجر تشريعى چون انسان و اما تكوينى از براى هر چيز غايتى است چه فلك و فلكى و چه عنصر و عنصرى و مراد به عدم اختيار نه اين است كه افلاك در گردش
--> ( 1 ) قرآن كريم سورهء حديد آيهء 23 . .